![]() |
![]() |
|
| آشنایان ره عشق درین بحر عمیق ............. غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده |
|
مپرس
از من چه مظلومانه رفتند کبوتر
ها به شب از لانه رفتند صفا
و مروه آن شب بی صفا شد که
روح کعبه از کعبه از جداشد حَرم
شد از حَرم یکباره،خالی شد
آواره مولا با مَوالی نه
بیت و حِجر و زمزم گریه می کرد که
سنگین دل حَجَر هم گریه می کرد ¾ به
سوی حجّ اکبر رو گذارد که
همره مُحرِمِ ششماهه دارد ز
مَحمل می رَوَد چون پرده بالا تبسّم
می کند بر نجمه ، لیلا که
هر کس خواست پیغمبر ببیند بگو
آید رخ اکبر ببیند ¾ رباب
آسا ، رباب اندر خروش است دلش
غوغا کنان و لب خموش است جوانان
گِرد مهدش جمع آیند همه ششماهه را از هم ربایند
ندانم
از چه دستی آب خورده ست که یک غنچه ، دل یک باغ برده ست شاعر : علی انسانی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 12:7 توسط مائده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
آقازاده کیمیای قلم بنده عاصی بصیران (خبرنگار سابق) چایخانه عاشق شو عاشق خدا!!!!!!! آقای دکتر محمود احمدی نژاد |
|
RSS
|