![]() |
![]() |
|
| آشنایان ره عشق درین بحر عمیق ............. غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده |
|
جبران خلیل جبران : (آنک که خدا مرا به سان سنگریزه ای درون این دریا چه شگفت افکند ، سطح آب را با چرخابهای بیشمار پراکنده ساختم اما آنگاه که به قعر آب رسیدم سراسر خاموش شدم. ) آری او چنین پنداشت اما گویی پندار سبز چنین می اندیشد: انسان ها دو دسته اند عده ای سنگ و عده ای سیب اند. آغاز آنها مشترک است ؛ هر دو به هنگام ورود به دریاچه شگفت دنیا چرخابهای بیشماری را به دور خود می سازند و دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند اما پایان آنها حکایتی است بس متفاوت ! سنگریزه ها به ناچار پس از مدتی به قعر آب خواهند رسید و خاموش خواهند شد . اماسیب ها ؟! آن ها هرگز به قعر آب نخواهند رفت و خاموش نخواهند شد آنها جاودانه در دریاچه باقی خواهند ماند و در هر تلاطم امواج چرخابی دیگر خواهند ساخت . آنها روزی به آسمان برخواهند گشت و ابر ها را خواهند پیمود و در آخرین نقطه آسمان در کنار محبوبشان تا ابد خواهند زیست . سید صدرا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 21:58 توسط مائده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
آقازاده کیمیای قلم بنده عاصی بصیران (خبرنگار سابق) چایخانه عاشق شو عاشق خدا!!!!!!! آقای دکتر محمود احمدی نژاد |
|
RSS
|